تاثیر حسادت بر رابطه زناشویی

تاثیر حسادت بر رابطه زناشویی

تاثیر حسادت بر رابطه زناشویی


  •  199 بازدید
  •  شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
  •  0 دیدگاه
  •  خبر

حسادت در اصل از عدم امنیت ریشه می گیرد ولی همیشه مشکل در شریک زندگی شما نیست بلکه تجربه درونی در خود شماست که تکلیف آن را درست مشخص نکرده اید .

تاثیر حسادت بر رابطه زناشویی

حسادت در اصل از عدم امنیت ریشه می گیرد ولی همیشه مشکل در شریک زندگی شما نیست بلکه تجربه درونی در خود شماست که تکلیف آن را درست مشخص نکرده اید .

04b.jpg

حسادت رابطه زناشویی شما را از بین می‌برد. در اینجا خواهید آموخت که چطور از آن دست بردارید.
تحقیقات مجموعه‌ای از روانشناسان نشان می‌دهد که حسادت مشکل اصلی یک‌سوم از مجموعه بیمارانی بود که برای مشاوره روانشناسی مراجعه کرده‌اند. البته این امر چندان دور از ذهن هم نیست چرا که این احساس یکی از احساسات اساسی  انسانی است. ما با ترکیبی از خستگی، شک، قبطه و غم به دنیا می‌آییم و ترکیب این مجموعه می‌تواند انسان را به رفتاری کاملاً غیرمنطقی سوق دهد که در حالت عادی ذهن هرگز از آن شخص سر نمی‌زد یا حتی تصور انجام دادن آنها را هم نمی‌نمود.
حسادت در اصل از عدم امنیت ریشه می‌گیرد. حرف زدن از عدم امنیت یکی از آسیب‌پذیرترین اموری است که انسان می‌تواند در مورد آن صحبت کند. حرف زدن از آن یعنی اعتراف به این که شما کامل نیستید، و این کار هیچ وقت ساده نیست. اما در یک رابطه پرعشق و حمایت، همین کار باعث بهتر شدن رابطه می‌شود. از سوی دیگر، اگر مشکل حسادت حل نشود، رابطه لاجرم از هم خواهد پاشید.
برخی‌ اوقات علت حسادت شریک زندگی شما نیست، بلکه تجربه‌ای درونی در شما است که تکلیف آن را درست مشخص نکرده‌اید. با در نظر گرفتن این نکته در اینجا پنج راهکار را برای مبارزه کردن با حسادت و ساختن رابطه‌ای سالم فهرست می‌کنیم:

1-    توجه‌، تایید و تحسین کنید.

کار سختی نیست که تمام مدت خودتان را با روابط قبلی و همکارها و دوستان شریک زندگی‌تان مقایسه کنید. این کار را به آن علت می‌کنیم که احساس می‌کنیم این کار حالمان را بهتر می‌کند، اما در بیشتر مواقع همین کار باعث می‌شود که  اعتماد و مقبولیت خودمان در چشم خودمان کم شود، که این دو احساس دلیل اصلی حسادت هستند. این احساس که «من به قدر کفایت خوب نیستم» شما را نسبت به تمام رفتارهایی که شریک زندگی‌تان در مجاورت با جنس مخالف انجام می‌دهد حساس خواهد کرد.
به هم کمک کنید که هر احساسی باعث می‌شود به خودتان یک کنید از بین برود. به طور مداوم به کارهایی که شریکتان برای تحسین شما انجام می‌دهد توجه کنید و از هر نکته مثبتی که در شریک زندگی‌تان می‌بینید تعریف کنید. و البته، دست برداشتن از انتقادهای غیرسالم هم در رابطه بسیار مهم است. تاییدهای مثبتی که طرفین از هم می‌گیرند به دیگری احساس اعتماد به نفس، ارزش به خود می‌دهد و او را از حسادت دور می‌کند.
بر روی خصوصیاتی که فقط در شریک زندگی شما پیدا می‌شود  تمرکز کنید. به عادتها و رفتارها اشکالات جالب و خنده‌دارش فکر کنید که تا این حد شریک زندگی‌تان را دوست‌داشتنی و عوض‌نکردنی می‌کند.
همیشه می‌شود این یحث را پیش کشید که فلانی در این کار یا آن کار از من «بهتر» است، اما دقیقاً مثل شریک زندگی شما دیگر پیدا نمی‌شود.

2- احساس نیازتان برای تغییر و آرامش را درک کنید. و این دو را با هم اشتباه نگیرید

همه عاشق شگفت‌زده شدن هستند. همه ما انسان‌ها به طوری متناقض از ترکیب چیزهای آشنا و جدید خوشمان می‌آید: همه دلمان می‌خواهد که چیزهای جدید را تجربه کنیم، اما در همان حال دلمان امنیت و تداوم هم می‌خواهد. یک رابطه دونفره سالم یعنی این که به شریک زندگی‌تان به چشم محور امنیت نگاه کنید و احساس نیازتان به تغییر را به سوی او هدایت کنید.
هدایت غلط نیازهایتان، به دنبال رابطه‌های جدید رفتن، آن هم وقتی که هنوز رابطه قبلی ادامه دارد، منجر به ایجاد احساس حسادت می‌شود. وقتی که امور آشنایی که در زندگی خود دارید شما را راضی نمی‌کند، گرم گرفتن با آدم‌های جدید برای این که «انتخاب‌های دیگری هم داشته باشید» گزینه جذابی به نظر می‌رسد. اگر از ثباتی که در رابطه‌های تک نفره هست احساس آرامش نمی‌کنید، شاید اصلاً نباید رابطه متعهدانه و تک‌نفره داشته باشید. شاید هم باید به این فکر کنید که شریک زندگی‌تان آدم مناسبی برای رابطه با شما نیست.
این احساسات متناقض را در نظر بگیرید و آنها را درست هدایت کنید. یک رابطه سالم و متعهدانه یعنی برآورده‌کردن نیاز به ثبات در یک شخص و برآوردن نیاز به تغییر با تجربه‌های جدید (که البته خیانت کردن جزو این کارهای جدید نباید باشد).

3- ریشه حسادت‌تان را پیدا کنید.

در بعضی مواقع حسادت کردن کار اشتباهی نیست، اما بسیاری موارد کاری بسیار غیرمنطقی. از خودتان بپرسید «چرا یک چنین احساسی دارم؟» در یک تجربه احساسی سالم آدم باید بتواند نوع احساسی که دارد را تشخیص بدهد. از شرایطی که باعث می‌شود آن احساس در او ایجاد شود فاصله بگیرد و به این فکر کند که آیا عکس‌العمل‌های احساسی که در خودش می‌بیند درستند یا نه. آیا عکس‌العمل‌های احساسی که در خود می‌بینید با شرایطی که در آنید مطابقت دارد؟ یادتان باشد که ارتباط دو سویه همیشه منجر به رابطه دو سویه نمی‌شود. در برخی ریشه حسادت در شریک‌زندگی‌تان نیست، بلکه تجربه‌ای در درون شماست که درست با آن برخورد نکرده‌اید.
حسادت می‌تواند از مجموعه‌ای از دلایل غیرمنطقی ایجاد شود و بعد به شریک زندگی شما منتقل گردد. اگر آدم درون‌گرایی هستید، اما شریک زندگی‌تان انسانی بسیار اجتماعی است، ممکن است که رابطه‌های عادی اجتماعی او باعث ایجاد حسادت در شما شود. اگر قبلاً کسی به شما خیانت کرده باشد، ممکن است شما ترس‌های حسادت در رابطه قبلی‌تان را به رابطه کنونی‌تان آورده باشید. رسیدن به ریشه یعنی جستجو برای یافتن هر احساس درونی‌ای که ممکن است باعث ایجاد این مساله با شریک زندگی‌تان شده باشد.

4- مطمئن شوید که به زبان عشق شریک‌زندگی‌تان آشنا هستید.

ممکن است که شما احساسات عمیق عاشقانه‌ای برای شریک زندگی‌تان داشته باشید، اما آنها را درست براز نکنید، طوری که شریکتان متوجه آنها نمی‌شود. اگر کسی احساس تحسین‌شدن را شریکش نگیرد، ممکن است به این وحشت بیفتد که ممکن جایش را با کس دیگری عوض کنند... و همین احساس یکی از دلایل اصلی ایجاد حسادت است.
گری چاپمن، در کتاب معروفش پنج زبان عشق پنج راه مختلف ابراز و تجربه عشق را فهرست می‌کند: به هم هدیه دادن، جملات عاشقانه، خدمت کردن به دیگری، با هم وقت گذراندن و تماس فیزیکی. درست به همین شکلی که شما و شریک زندگی‌تان دو شخصیت متفاوت با هم را دارید، ممکن است دو روش متفاوت هم برای براز و انتقال عشق به دیگری داشته باشید.
زبان‌های اصلی عشق در طرف مقابلتان را پیدا کنید و مطمئن شوید که درست به همان زبان با او صحبت می‌کنید. احساس برقراری ارتباط با زبان عشق یکدیگر باعث می‌شود که ترس از جایگزین شدن را در شما از بین ببرد. و یک بخش از دوست داشتن شریک زندگی‌تان این است که بتوانید طوری به او عشق بورزید که او بیشترین احساس لذت را داشته باشد.
 

5- ارتباط برقرار کردن را تمرین کنید و حدود خود را مشخص نمایید.

بعضی از ما ناراحت نمی‌شویم که شریک‌ زندگیمان با روابط قبلی‌اش یا با جنس مخالفش در ارتباط باشد و دوستی کند، اما این امر برای برخی ناراحت کننده است. ارتباط برقرار کردن تنها راهی است که می‌شود تکلیف این مساله را با آن روشن کرد. سرکوب‌کردن احساسات‌تان فقط به رفتار خشونت منفعانه منجر شود. راحت و مستقیم در مورد احساستان با شریک زندگی‌تان صحبت کنید و در مورد قضاوت و احساسی که در شریک‌زندگی‌تان ایجاد می‌شود به توافق برسید.
زمانی که حدود خودتان را مشخص کردید، می‌توانید آنچه را که باعث آزارتان می‌شود یا در شما ایجاد حسادت کرده یا ناراخت می‌کند را دقیقاً خط کشی شده ببینید و بعد برا برطرف کردن مسائلی که پیش آمده است تلاش کنید. اگر حدود خودتان را مشخص نکرده باشید نمی‌توانید به همین راحتی بگویید که شریک زندگی‌تان بی‌احساس است و احترام شما نگه نداشته است.
اگر فکر می‌کنید که تنهایی از پس این مساله بر نمی‌آیید، مشاورها کمک‌های بسیاری می‌کنند. برداشتن قدم‌های لازم برای درمان خودتان، برای این که بتوانید محبتی مداوم و واقعی را تجربه کنید مسیری است که در صورت طی کردن آن ارزش تمامی زمان و تلاشی که برای دست یابی به آن صرف کرده‌اید را خواهد داشت. درمان ممکن است.


منبع: گروه مترجمان آریا سلامت

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر نام و لینک آریا سلامت مجاز است.



NextPage1
 برچسب ها:  

ارسال نظر:


داغ ترین موضوعات