وقتی بین والدین طلاق رخ می‌دهد

وقتی بین والدین طلاق رخ می‌دهد.

وقتی بین والدین طلاق رخ می‌دهد.


  •  221 بازدید
  •  شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴
  •  0 دیدگاه
  •  خبر

طلاق،وقتی ندا پس از سال اول خود در دانشگاه به خانه برگشت...

وقتی بین والدین جنگ درمی‌گیرد

طلاق،وقتی ندا پس از سال اول خود در دانشگاه به خانه برگشت...

Q.jpg

طلاق و عواقب آن

وقتی ندا پس از سال اول خود در دانشگاه در زمان تعطیلات به خانه برگشت، زندگی او برای همیشه تغییر کرد. برای او که در خانواده‌ای مقید به ارزش‌های مذهبی تربیت شده بود، شنیدن این خبر که پدرش برای ازدواج با منشی خود قصد جدایی از مادرش را دارد، یک شوک بزرگ بود. حالا ندا 25 ساله می‌گوید او هنوز فکر می‌کند در میان دوطرف قرار گرفته است. او می‌گوید:"هر تعطیلات که فرا می‌رسد، من یا باید زمان خود را بین آن دو تقسیم کنم، در غیر اینصورت  بین آنها حسادت به وجود می‌آید. من از رفتن به خانه می‌ترسم."
سعید می‌گوید زمانی که او در سال چهارم دانشگاه بود، پدرومادرش از هم جدا شدند. با گذشت بیش از 10 سال، آنها هنوز با هم قهر هستند. پدرش از ترس ملاقات با مادرش، در مراسم فارغ‌التحصیلی او حاضر نشد. مادر سعید به مهمانی تولد 30 سالگی پسرش نرفت تا مبادا با همسر سابق خود روبرو شود. درحالیکه هردو در جشن عروسی او شرکت کردند، او می‌گوید:"بیشترین چیزی که من و همسرم از جشن عروسی خود به یاد می‌آوریم، استرس زیادی بود که بخاطر حضور پدر و مادرم در مجلس داشتیم."
صرف اینکه کودکی به سن 18 سالگی می‌رسد، او را دربرابر اثرات طلاق والدینش مصون نمی‌کند. در حقیقت بعنوان یک بزرگسال، فرزندان طلاق دربرابر درگیری کمتر محافظت می‌شوند. این رویه می‌تواند برای سال‌های زیادی طول بکشد، و مراسمی مانند ازدواج، جشن‌های تولد و فارغ‌التحصیلی و تعطیلات را پر از تنش کند. قانون اول این است که هیچ قانونی وجود ندارد. به هرحال، این پیشنهادات شاید به یک فرزند بزرگسال طلاق کمک کند تا برای مقابله با این شرایط برنامه‌ای را طراحی کند.

موضع‌گیری نکنید.


کارشناسان دربرابر موضع‌گیری در طلاق هشدار می‌دهند، حتی در مواردی مانند مورد ندا که چسباندن برچسب خوب و بد روی پدر و مادر او به نظر کار ساده‌ای است. شما دو ولی دارید و همیشه هم این دودلی را خواهید داشت.
ندا بخاطر رابطه نامشروع پدرش و اثری که روی مادرش گذاشت و از هم پاشیده‌شدن زندگی خودش، از نظر روحی خیلی به هم ریخت. ندا قبول می‌کند که برای چند سال تصمیم داشت پدرش را کلاً از زندگی خود خارج کند. او می‌گوید:"ولی می‌دانستنم که آخرسر از این کار پشیمان خواهم شد. اما من از اینکه با پدرم هنوز رابطه دارم خوشحالم."

صادقانه رفتار کنید.


سعید به خوبی می‌داند که هیچ پاسخ درستی برای این سؤال مادرش وجود ندارد:"پدرت چطور است؟"
او می‌گوید: "این من را خیلی ناراحت می‌کند. من می‌‌دانم اگر بگویم او خوشحال است، مادرم ناراحت می‌شود. اگر از جواب دادن طفره روم، بازهم او به هم می‌ریزد. و اگر دورغ بگویم، خودم دچار آشفتگی می‌شوم. راهی برای حل این مشکل وجود ندارد."
یک محقق برجسته در حوزه تأثیر طلاق روی کودکان می‌گوید: "مردم برای مدت‌های زیادی است که با وسیله قراردادن کودکان خود جنگ می‌کنند. و این می‌تواند شکل یک عادت را به خود بگیرد." وقتی شما در سن 10 سالگی به سرمی‌برید، تن ندادن به خواسته های والدین سخت است اما بعنوان یک بزرگسال بهتر است با بزرگ‌تر شدن از این عادات پرهیز کنید.
یکی از اساتید و محققان برجسته حوزه طلاق و اثر آن روی نوجوانان می‌گوید:"وقتی مسئله‌ای از دیدگاه خصمانه پرسیده می‌شود مردم متوجه می‌شوند." او می‌گوید اگر سؤالات درباره ولی دیگر خصمانه به نظر رسند، احتمالاً بهتر است پاسخی به آنها داده نشود. او همچنین به کودکان پیشنهاد می‌کند از رساندن پیام بین والدین خود اجتناب کنند. اگر یکی از والدین ظاهراً همیشه از دیگری بد بگوید، او پیشنهاد می‌کند چیزی مانند این گفته شود: "من شدیداً تو را دوست دارم، ولی پدر (مادرم) را هم دوست دارم. برای من سخت است که از هر کدام از شما بشنوم که از دیگری بد می‌گویید. بهتر نیست راجع به این مسائل دیگر صحبت نکنیم؟" درحالیکه احتمال دارد والدین واکنش خوبی به این سخنان نشان ندهند، احتمالاً این نوع کلام برای تعدیل این عادات در آینده مؤثر خواهد بود. و زمانیکه این حرف‌ها را به زبان آوردید، به یاد داشته باشید که باید سرحرف خود بایستید.

صبر داشته باشید.


شاید شما ببینید که ولی که زندگی خود را رها می‌کند، در زندگی خود پیشرفت‌ بیشتری دارد. سعید این داستان را در زندگی والدین خود مشاهده می‌کند. پدرش چند ماه بعد از جدایی برای یک رابطه جدید آماده بود. از طرف دیگر مادرش، هنوز با گذشت سالها تحت تأثیر اثرات منفی طلاق قرار دارد. این روندی است که نمی‌‌توان در آن عجله کرد. مانند دیگر موقعیت‌هایی که شکست و غم و غصه در آنها وجود دارند، انسان‌ها با روند مخصوص به خود مراحل درمان را طی می‌کنند.

بخشنده باشید.


اگر یکی از والدین شما زندگی خود را به مقصد یک رابطه دیگر ترک کرده است، مراقب باشید که میل به انکار آن رابطه یا تظاهر به عدم وجود آن را از خود دور کنید. درحالیکه شاید آن شخص برای شما مهم نباشد، او برای طرف مقابل شما مهم است. هرگز همسر سابق خود را در وضعیتی قرار ندهید که او مجبور باشد بین همسر جدید و فرزند خود یکی را انتخاب کند. این برای هرکس ظالمانه و دردناک است.
ندا از اینکه پدرش بخاطر زن دیگری از مادرش جدا شده بود و سپس با او ازدواج کرد، راضی و خوشنود نبود. اما او می‌داند که رابطه با پدرش، همسر جدید او را نیز شامل می‌شود. تنش وجود خواهد داشت، اما ندا در زمان رفتن به خانه آنها سعی می‌کند کار درست را انجام دهد.

منفعل نباشید.


درک کردن والدین خود و حرف زدن با آنها درباره مسائل پیش از وقوع آنها در مواقع خاص می ‌تواند در کاهش مشکلات کمک کند. از این کار طفره نروید. اگر آنها در جشن عروسی شما با یکدیگر درگیر شوند، چه کار می‌کنید؟ بهتر است شما این مسائل را از قبل مطرح کنید تا زمان کافی برای حل و فصل قضیه و آماده‌سازی خود از نظر احساسی در اختیار داشته باشید، تا اینکه بخواهید دست روی دست بگذارید و امیدوار باشید که همه چیز درست خواهد شد.

انتظارات خلاف واقع نداشته باشید.


برخی از اوقات اشکال فقط از جهت والدین نیست. انتظارات خلاف واقع از طرف فرزندان نیز می‌توانند تخریب‌کننده باشند. برخی اوقات حتی فرزندان بزرگسال این رویا را درسر دارند که روزی پدر و مادرشان دوباره با هم زندگی خواهند کرد.در حالیکه معمولا این امکان پذیر نمیباشد.
کارشناسان همچنین نسبت به خطر افتادن در دام رویاپردازی درباره یک رخداد بزرگ، عالی و بی‌عیب‌ونقص هشدار می‌دهند. این شروعی برای یک ناامیدی در آینده است. برای هرکس پذیرفتن واقعیت‌ها همانطور که هستند، بهتر از آرزو کردن برای متفاوت بودن آنها است.

عاقلانه عمل کنید.


اگر جمع کردن والدین‌تان در یک اتاق کار سختی است، در آن لحظه دقت لازم را داشته باشید. برای رخدادهای خیلی مهم، مانند ازدواج یا فارغ‌التحصیلی، به آنها بگویید که می‌خواهید هردو آنها در آنجا حاضر باشند و با آنها صریح و بی‌پرده سخن بگویید. یکی از کارشناسان چنین چیزی را پیشنهاد می‌کند:"این جشن برای من است و هر مسئله‌ای که شما با پدر (مادر) داشته باشید، من به هردوی شما در این جش نیاز دارم. من شما را دوست دارم و می‌خواهم این کار را برایتان حتی‌الامکان آسان کنم. چگونه می‌توانم به شما کمک کنم تا احساس آرامش کنید؟" اما برای رخدادهای دیگر مانند تولدها و عیدها، احتمالاً جشن گرفتن با یکی از والدین‌تان بهتر خواهد بود. همیشه یک جشن عید یا جشن تولد دیگری نیز وجود خواهد داشت.
با عمل به این پیشنهادات و تغییر و اصلاح آنها برای موقعیت‌های خاص، فرزند بزرگسال والدین جداشده می‌تواند از پوشش یک فرد قربانی خارج شود. درحالیکه قادر به حل مشکلات والدین خود نیست، می‌تواند عکس‌العمل آنها نسبت به این مشکلات را تغییر دهد.



منبع: گروه مترجمان آریا سلامت

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر نام و لینک آریا سلامت مجاز است.


 برچسب ها:  

ارسال نظر:


داغ ترین موضوعات